تبليغاتX
بياييد او را ياري كنيم !!
چهارشنبه 21 آذر1386

 

 

 

خوب حالا مي رسيم به مهمترين نكته و در واقع شاه نكته بحث . و آن اين است كه نه تنها احاديث مهدويت به وفور در كتب اهل سنت آمده بلكه عقيده به مهدي موعود يكي از مهمترين عقايد برادران اهل سنت به شمار مي آيد كه اعتقاد به آن را واجب مي دانند و منكر آن را كافر شمرده و مستوجب ضرب و تاديب مي دانند. در زير متوني را كه دليل بر اين مسئله مي باشد مشاهده مي كنيد:

 

1-    متقی هندی در کتاب "البرهان فی علامات مهدی آخر الزمان" با دلیل و برهان از اعتقاد به مهدی دفاع کرده و می گوید:" این چهار نفر(ابن حجر هیثمی شافعی ،شیخ احمد ابی السرور بن صفا حنفی،شیخ محمد بن محمد خطابی مالکی و شیخ یحیی بن محمد حنبلی) از علمای اهل مکه و فقهای مسلمین بر چهار مذهب می باشند،و هرکس به فتواهای ایشان مراجعه کند ،علم یقین پیدا می کند که همگی آنها بر تواتر حدیث های پیرامون حضرت مهدی (ع) متفقند، و منکرین این عقیده را مستوجب مجازات می دانند و چنین تصریح کرده اند،که ضرب،تادیب و اهانت او واجب است، تا اینکه به کوری چشم او  به تعبیر آنان به حق برگردد،و در غیر این صورت خونش باید ریخته شود" (1)

 

2-    شمس الدين محمد بن احمد سفاريني كتابي دارد بنام "الدره المضيئه في عقيده الفرقه المرضيه" كه در اين كتاب همانطور كه از اسم آن پيداست عقايد اهل سنت را جمع آوري كرده است و به صورت شعر درآورده است.يكي از ابيات آن منظومه  كه نشان دهنده يكي از عقايد اهل سنت است  را در زير مي بينيد:

 

منها الامام الخاتم الفصيح                    محمد المهدي و المسيح

 

 

و مي گويد:

...چنين اين نكته در ميان دانشوران اهل سنت رايج و شايع شده است، كه از معتقدات ايشان به شمار آمده است.(2)

 

 3-    ابو محمد الحسن بن علي البربهاري الحنبلي در "شرح السنه" خود، ضمن بيان عقايد اهل سنت و جماعت چنين مي نويسد:

....و ايمان داشتن به فرود عيسي مسيح ٰ فرزند مریمٰ که نازل خواهد شد و... و پشت سر قیام کننده آل محمد (ص) نماز خواهد گزارد.(3)

 

 4-    عبد الحمید ابن ابی الحدید المعتزلی در "شرح نهج البلاغه" :

... تمام فرقه های مسلمان هم سخن شده اند که دار دنیا و روزگار دین جز با قیام ایشان (قائم آل محمد) به پایان نرسد.(4)

 

5-    ابن حجر احمد بن محمد الهیتمی الشافعی  در کتاب خد موسوم به  "القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر "‌می گوید:

آنچه اعتقاد بدان بدلیل احادیث صحیح معین و مسلم شده وجود مهدی منتظر است که در زمان او دجال و نیز مسیح خواهد آمد...(5)

 

6-    شمس الدین محمد بن احمد السفارینی الحنبلی در کتاب "لوائح الانوار البهیه" و نیز در منتخب آن بنام "اهوال یوم القیامه و علاماتها الکبری" می گوید:

 همانا از اصحاب و تابعین چندان روایات فراوان رسیدهٰ که در مجموع علم یقینی می آوردٰ پس ایمان به خروج مهدی واجب است همان گونه که در نزد دانشوران ثابت شده است و در عقاید اهل سنت و جماعت  شکل گرفته و ترتیب یاغته است....حاصل کلام آنچه اعتقادش واجب است ...عقیده به وجود مهدی منتظر است... (6)

 

7-    ابو الطیب محمد بن صدیق القنوجی البخاری در کتاب خویش موسوم به "الاذاعه لما کان و ما یکون بین یدی الساعه" می گوید:

...پس تردید در موضوع مهدی منتظر فاطمی... معنا نخواهد داشت . بلکه انکار این عقیده  گستاخی بزرگی در برابر نصوصی مشهور و احادیثی مستفیذ است که از مرز تواتر می گذرد.(7)

 

 8-    ابو الفیض احمد بن محمد الغماری الشافعی در " ابراز الوهم المکنون" می نویسد:

...پس ایمان به خروخ مهدی واجب است و اعتقاد به ظهور او بخاطر تصدیق سخن پیامبر اکرم (ص) حتمی و لازم می باشد همانگونه که در کتب عقیدتی اهل سنت و روایات دانشوران امت نوشته و ثابت گردیده است. (8)

 

9-    دکتر عبد المحسن بن حمد العباد در سخنرانی خود تحت عنوان " عقیده اهل السنه و الاثر فی المهدی المنتظر" می گوید:

...این از عقاید اهل سنت است که آنچه همچون موضوع مهدی در حدیث صحیح از پیامبر (ص) رسیده  باید پذیرفته شود و کتاب های اعتقادی آنان این نکته را آشکارا گفته اند ... پس انکار احادیث مهدی یا شک در شان او  کاری خطرناک است ...(9)

 

 

در پایان این بخش فتوای دسته جمعی که در سال های اخیر درباره ایمان و اعتقاد اهل سنت به مهدی موعود صادر شده است را بیان می کنیم.

این فتوا از جانب "المجمع الفقهی الاسلامی"، به مدیریت شیخ محمد المنتصر الکتانی و با عضویت چهار فقیه سنی ازجمله: شیخ احمد محمد جمال و شیخ عبد الله خیاط صادر شده و با امضای شیخ محمد صالح القزاز، دبیر کل آن دفتر، در 23 شوال 1396 ه.ق ابلاغ گردیده است.و اینک ترجمه گزیده این فتوا:

مهدی موعود منتظر.... که وقت ظهورش در آخر الزمان خواهد بود...در مکه مکرمه میان رکن و مقام  با وی بیعت می شود...بر تمامی جهان حکومت نموده، جهان را از برابری و داد مالامال سازد...او آخرین نفر از خلفای راشدین دوازده گانه بشمار می آید که پیامبر (ص) نقل کرده اند.ابن خلدون در کتاب "مقدمه" خود بر آن شده تا احادیث مهدی را ... معیوب و محدود شمارد اما پیشوایان و دانشوران بر کار او ایراد گرفته اند.یاداور شده اند که وی از عالمان به شریعت نیست و سخن ناروا و نادرستی گفته است.اما استاد ما ابن عبد المومن کتاب خاصی بر رد او نگاشته که بیش از سی سال است به چاپ رسیده...

حافظان و محدثان اقرار آشکار دارند براینکه: درباره مهدی احادیثی صحیح و حسن رسیده که در مجموع متواترند و به صحت و تواتر آنها یقین می شود و اینکه اعتقاد به خروج مهدی واجب بوده و از عقاید اهل سنت و جماعت بشمار می آید و هیچ مسلمانی جز آنکس که از سنت بی خبر و در عقیدت بدعت گذار باشد این اعتقاد را انکار نمی کند.(9)

 

 

(1)البرهان علی علامات مهدی آخر الزمان/ ص178-183

(2)لوائح الانوار البهيئه /ج2/ص74- 76-86/ اهوال يوم القيامه /ص 15-17-18-30

(3) جاسم مهلهل الیاسین/مقدمه کتاب البرهان فی علامات مهدی آخر الزمان/ ج1/ ص426

(4) ابن ابی الحدید المدائنی /شرح نهج البلاغه/ ج3/ ص434و435

(5) القول المختصر.../ ص74/ در پی نقل کلامی از ابن المنادی در کتاب "دانیال"(در شماره 4 نیز ذکر شد)

(6) لوائح الانوار البهیه/ ج2/ص87/ اهوال یوم القیامه/ ص31 -87-88

(7) الاذاعه لما کان و ما یکون بین یدی الساعه/ص119 و 120

(8) ابراز الوهم المکنون / ص 3و4

(9) مجله الجامعه الاسلامیه /سال اول شم 3 (ذو القعده 1388 ق) /ص 624-625-628 از عقیده اهل السنه و الاثر

(9) محمد مهدی الخراسان، مقده البیان فی اخبار صاحب الزمان- ص 66-69/ محمد جواد الحسینی الجلالی- احادیث المهدی من مسند احمد بن حنبل-ص 162-166

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 2:59 PM  توسط bluerosy  | 

*** *** ***

دوشنبه 23 مهر1386

 

رواياتي كه در رابطه با مهدي موعود در كتب تاريخي و روايي اهل سنت آمده است ،‌ آنقدر زياد است كه متواتر به حساب مي آيد.ابتدا لازم است كه توضيحي درباره احاديث متواتر داده شود:

حديث شناسان هر دو مكتب شيعه و اهل تسنن روايات رسيده را به دو گروه تقسيم كرده اند: "آحاد و متواترات"

حديث متواتر به حديثي مي گويند كه افراد بسيار زياد و از گروه هاي مختلف آن را نقل كرده باشند ، به گونه اي كه ارتباطي بين اين افراد نباشد( يعني خيلي از آنها اصلا همديگر را نشناسند) تا احتمال اين نرود كه افراد با هم تباني كرده باشند تا مطلبي را به دروغ پخش نمايند. مثلا خبري كه در اينتر نت توسط كشور هاي گوناگون دوست و دشمن ، بي طرف ، مغرض و ... نقل شده باشد نمونه اي از يك خبر متواتر به شمار مي آيد.مسلم است كه وقتي خبري به اين شيوه نقل شود احتمال عقلايي اينكه دروغ باشد و ساختگي باشد بسيار كم مي شود.اگر چنين نبود حديث  را" واحد" نامند. (يعني اگر ويژگي هاي خبر متواتر را نداشت آن را خبر واحد مي نامند)

اخبار مربوط به مهدي موعود از نوع  متواتر هستند و آنقدر از پيامبر(ص) نقل شده اندكه به گفته خود بزرگان اهل سنت غير قابل انكار مي باشند.

اين مسئله آنقدر در ميان اهل سنت ريشه دار است كه حتي كتاب هاي مستند زيادي  توسط علماي ايشان درباره اين موضوع (مهدي موعود) نوشته شده است كه در زير به چند نمونه از آن اشاره مي شود:

 

الف) كتاب هاي نگاشته شده درباره مهدي موعود:

 

1-           محمد بن علي الشوكاني اليمني كتابي دارد به نام: "التوضيح في تواتر ما جاء في المنتظر و الدجال و المسيح " { توضيح متواتر بودن آنچه (از احاديث) در باره (مهدي) منتظر و دجال و مسيح آمده است.}كه در آن مي نويسد:

اين روايات بدن شك و شبهه متواترند، بلكه بنابر تمامي اصطلاحات تدوين شده در كتاب هاي اصولي، به كمتر از اين مقدار هم عنوان تواتر داده مي شد....(1)

 

2-           ابو الفضل عبد الله بن محمد ادریسی کتابی دارد بنام :" المهدی المنتظر" که در آن مي نويسد :

حافضان و ناقدان حدیث بر تواتر روایات مهدی اتفاق نظر دارند. (2)

 

3-           شیخ محمد علی الصابونی در "المهدی و اشراط الساعه " می نویسد:

مهدی منتظری که اهل سنت و جماعت بدان اعتقاد دارد....و من اکنون اوصاف آن مهدی موید را، که احادیث صحیح در حد تواتر معنوی به وی مژده داده اند ، خلاصه می کنم (3)

 

4-           ابن حجر ، احمد بن محمد الهیتمی الشافعی در کتاب خود موسوم به "القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر" می گوید:

آنچه اعتقاد به آن به دلیل احادیث صحیح، معین و مسلم شده ، وجود مهدی منتظراست که (4)

 

5-           علاء الدین علی بن حسام المتقی هندی در آغاز رساله ای بنام " الرد علی من حکم و قضی ان المهدی الموعود جاء و مضی " می نویسد:

هیچ شک و تردیدی نیست در اینکه وجود مهدی موعود ، بنابر 300 حدیث و اثر، بلکه زیادتر ثابت شده است.(5)

 

علاوه بر کتبی که بطور مستقل درباره مهدی موعود نوشته شده است، اگر کتاب هایی را بررسی کنیم که در آنها احادیث متواتر اهل سنت جمع آوری شده است ،روایات مربوط به مهدی موعود را در میان آنها مي يابيم:

 

ب) احاديث مهدي موعود در كتبي كه احاديث متواتر را جمع كرده اند:

 

1-    جلال الدین عبد الرحمان السیوطی کتابی دارد  بنام "الفوائد المتکاثره فی الاحادیث المتواتره " و تلخیص آن بنام "الازهار المتناثره" .وي در این کتاب روایات متواتر را جمع آوری کرده است و بر تواتر احادیث مهدویت شهادت می دهد.(6)

 

2-    ابوعبد الله محمد بن جعفر الادریسی الکتانی در کتاب  بنام "نظم المتناثر من الحدیث المتواتر" (به معنی به رشته دراوردن روایات متواتر پراکنده) بیست تن از راویان احادیث ظهور موعود را نام می برد ، آنگاه از 9 تن دانشور نام آور سنی ،تواتر اخبار مهدی را گزارش می کند و سر انجام می گوید:

نتیجه آنکه احادیث رسیده درباره مهدی متواتر است .(7)

 

حتی اگر کتبی که درباره احادیث متواتر نوشته شده و احادیث مهدی موعود را ذیل آن احادیث آورده است کنار بگذاریم ، می بینیم که در کتاب های مهم علمای اهل سنت ، هنگامی که ایشان به روایات مهدويت می رسند کاملا تصریح می کنند که اين روايات متواتر هستند و هیچ شکی در آنها نیست.

 

ج) تصريح علماي اهل سنت به تواتر احاديث مهدويت:

 

1-شريف محمد بن رسول البرازنجي المدني در كتاب "الاشاعه لاشراط الساعه" ، خود چنين ياداوري مي كند:

احاديث حاكي از وجود مهدي ، ظهورش در آخر الزمان و اينكه از عترت پيامبر (ص) و از فرزندان زهرا (س) مي باشد، به حد تواتر معنوي مي رسد و بنابراين انكار آنها معني ندارد (8)

2-الشيخ حسن العدوي الحمزاوي در "مشارق الانوار" مي گويد:

احاديث مهدوي از مرز تواتر معنوي گذشته است و انكار آنها بي معني خواهد بود (9)

 

3-ابو الطيب محمد صديق بن حسن القنوجي البخاري در كتاب خود موسوم به "الاذاعه لما كان و ما يكون بين يدي الساعه" مي گويد:

احاديث وارده درباره مهدي موعود منتظر فاطمي ، بسيار زياد است كه به حد تواتر مي رسد (10)

 

4-شهاب الدين ابو الفيض احمد بن محمد الغماري در كتاب خود بنام "ابراز الوهم المكنون من كلام ابن خلدون " چنين مي نويسد:

او پيشواي برخواسته از خاندان پاك نبوي مي باشد و آثار  اخبار درباره او به صحت و تواتر رسيده است. (11)

 

5-دكتر عبد المحسن بن حمد العباد ذيل مقاله خود كه زير عنوان "الرد علي من كذب با لاحاديث الصحيحه الوارده في المهدي" انتشار يافته است مي نويسد:

همانا درباره ظهور مهدي...احاديث صحيح از پيامبر (ص) در حد تواتر رسيده است كه ناگزير همه آنچه ايشان پيشگويي فرموده در آينده واقع خواهد شد.(12)

 

6-شيخ عبد العزيز بن عبد الله بن باز ضمن گفتاري در دانشگاه اسلامي مدينه منوره ، در تاييد و تكميل سخنراني استاد عبد المحسن بن حمد العباد :

پس احاديث مهدي پذيرفته خواهد بود و دانشمندان شايان اعتماد، ثبوت و تواتر آن را آشكارا بيان داشته اند و چه بسيار ديده ايم كه اهل علم احاديث بسياري را ، با كمتر از اين مقدار روايت ، ثابت دانسته اند.در حقيقت اغلب فرزانگان بلكه نزديك به تمامي آنها  بر حقانيت عقيده به مهدي و ظهور اتفاق نظر دارند. (13)

 

در مبحث بعدي ان شاء الله اين مسئله مطرح خواهد شد كه در راستاي اينكه  روايات مهدويت در كتب اهل سنت به تواتر رسيده است، عقيده به ظهور مهدي موعود از اعتقادات مهم برادران اهل تسنن در كنار اعتقاد به پيامبر خاتم و روز قيامت به حساب مي آيد.

 

 

(1) ابو الطيب محمد صديق بن حسن القنوجي البخاري در كتاب خود موسوم به "الاذاعه لما كان و ما يكون بين يدي الساعه"/ص 95 و130

(2) المهدی المنتظر /ص 7-12-95

(3)محمد علی الصابونی در "المهدی و اشراط الساعه "/ص 15- 18

(4)القول المختصر.../ص74 در پی نقل کلامی از ابن المنادی ،در کتاب "دانیال"

(5)جاسم المهلهل الیاسین ، مقدمه "البرهان فی علامات مهدی آخرالزمان"/ ج1/ص339

(6)ابوالفیض احمد بن محمد الغماری المغربی، "ابراز الوهم المکنون ..." / ص 4

(7)نظم المتناثر/ص147

(8)شريف محمد بن رسول البرازنجي المدني ، "الاشاعه لاشراط الساعه"/ ص184 و 305

(9)مشارق الانوار في فوض اهل الاعتبار / چاپ 1307 ق / فصل2/ص 115

(10) الاذاعه لما كان و ما يكون بين يدي الساعه/ص 94/ نظر علامه برازنجي را نيز در ص152 نقل و تاييد مي نمايد.

(11) ابراز الوهم المكنون/ص3

(12)مجله الجامعه الاسلاميه / سال 12 شم 2 (ربيع الاخر جمادي الاخر 1400 ق) /ص 367 از "الرد علي

(13) مجله الجامعه الاسلاميه / سال اول شم 3 (ذو القعده 1388 ق)/ ص 629

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:34 PM  توسط bluerosy  | 

*** *** ***

یکشنبه 18 شهریور1386

اعتقاد به يك منجي كه روزي مي آيد و جهان را از ظلم و ستم نجات مي دهد، اعتقادي است كه نه تنها در ميان مسلمانان و شيعيان ، بلكه در ساير اديان جهان نيز پذيرفته است. اين اعتقاد به قدري محكم و ريشه دار است كه حتي مكاتب بشري و غير الهي نيز به آن معتقد هستند. به گونه اي كه كمتر فرقه و گروهي در جهان يافت مي شود كه در آن حرفي از اعتقاد به آمدن يك منجي نباشد.

اگر از اعتقاد عامه مردم و مذهبيون هم بگذريم، مي بينيم كه فلاسفه و دانشمندان بزرگ دنيا هم كه سردمداران انديشه ، خرد و تمدن بشريت هستند، اعتقاد به منجي جهان را بيان مي دارند و برخي از آنها ظهور منجي و يكپارچه شدن جهان را امري غير فابل اجتناب مي دانند.(در ادامه مدارك آمده است.)

اينها همه نشانگر آن است كه اعتقاد به منجي و شخصي كه مي آيد و جهان را يكپارچه مي كند در اعماق وجود انسان ريشه كرده و جايگاه محكمي در فطرت بشري دارد.تا حدي كه وجود يك جامعه آرماني و يكپارچه همواره آرمان انسانها بوده است.اين جامعه ايده آل همان "مدينه فاضله" اي است كه ارسطو از آن نام مي برد و دانشمند ديگري آن را "شهر آفتاب" مي خواند. شهر هاي افسانه اي مثل "الدورادو" نيز از همين حقيقت نشات گرفته اند.

در اين بخش بر آنيم تا مداركي از اعتقاد  گروه هاي مختلف مذهبي ، اعتقادي و نيز دانشمندان، به منجي بشريت را بيان داريم. خواهيد ديد كه بسياري از خصوصياتي كه در دين هاي مختلف راجع به منجي آمده است همان مشخصات حضرت مهدي (ع) است.( البته در اينجا تنها قصد ما بيان اعتقاد كلي به آمدن منجي است.)

 

دانشمندان  فلاسفه:

      ۱-  "انيشتين" مي گويد:

 روزي كه سراسر جهان را صلح و صفا فرا گيرد و مردم با يكديگر دوست و برادر باشند دور نيست (1)

 

2-"برتراند راسل"فيلسوف مشهور انگليسي مي گويد:

جهان در انتظار مصلحي است كه آن را در زير يك پرچم و يك شعار در مي آورد. (2)

 

۳- "برنارد شاو " فيلسف معروف انگليسي نيز در كتاب معروف خود "انسان و سوپر من" بشارت به آمدن مصلح جهاني مي دهد.

  

يهوديت (تورات و ملحقات آن):

1-     كتاب حيقوق نبي /فصل 2/بند هاي 3-5:

اگرچه تاخير نمايد برايش منتظر باش ، زيرا كه البته خواهد آمد و درنگ نخواهد كرد... بلكه تمام امت ها را نزد خود جمع خواهد كرد و تمامي قوم ها را براي خود فراهم مي آورد.

 

2-     ...مسكينان را به عدالت داوري خواهد كرد و به جهت مظلومان زمين به راستي حكم خواهد كرد...گرگ با بره سكونت خواهد كرد و پلنگ با بزغاله ... در تمامي كوه مقدس من، ضرر و فسادي نخواهد كرد . زيرا كه جهان از معرفت خداوند پر خواهد شد.

 

مسيحيت( اناجيل چهار گانه و برنابا و بقيه ملحقات):

1-اجنيل مرقس/فصل 13/ بند هاي 26و27و31و33:

آنگاه پسر انسان* را ببينيد كه با قوت و جلال عظيم بر ابر ها مي آيد ، در آن هنگام فرشتگان خود را از جهات اربعه از انتهاي زمين تا به اقصي فلك فراهم خواهد آورد... ولي آن روز و ساعت را غير از پدر هيچ كس اطلاع ندارد، نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم. پس بر خود بيدار شده و دعا كنيد ، زيرا نمي دانيد كه آنوقت كي مي شود.

 

2-انجيل متي / فصل 25 / بند هاي 31و32:

و اما چون پسر انسان* در جلال خود با جميع ملائكه مقدس خويش آيد، آنگاه بر كرسي جلال خود خواهد نشست و جميع امت ها در حضور او جمع شوند و آنها را از همديگر جدا مي كند، به قسمي كه شبان ميش ها را از بز ها جدا مي كند.

 

* "مستر هاكس آمريكايي" در كتاب "قاموس كتاب مقدس" گفته است كلمه پسر انسان 80 باردر انجيل و ملحقات آن آمده است كه فقط 30 مورد آن با حضرت عيسي (ع) قابل تطبيق است و 50 مورد بقيه در مورد منجي مصلحي است كه در آخر الزمان خواهد آمد...

 

هنديان (كتاب مقدس هنديان "شاموكي"):

1-پادشاهي و دولت دنيا به دست فرزند سيد خلايق در دو جهان "كشن"* تمام شود و كسي باشد كه بر كوه هاي مشرق و مغرب دنيا حكم براند و فرمان كند و بر ابر ها  سوار شود و فرشتگان كاركنان او باشندو جن و انس در خدمت او شوند و... دين خدا را زنده گرداند و نام او "ايستاده"** باشد و خداشناس باشد.

 

* "كشن" در لغت هندي به معناي نام پيامبر اكرم (ص) است.

**در اينجا به لقب حضرت مهدي (ع) يعني "قائم" كه همان "ايستاده" است تصريح شده است.

 

در كتاب مقدس مانويه(شابوهرگان):

نام "خرد شهر ايزد " آمده كه بايد در آخر الزمان ظهور كند و عدل و قسط در جهان بگستراند، همچنين در پاره اي از تعاليم ماني از مرد عظيمي صحبت شده كه 12 جانشين دارد.

 

 

در كتب زرتشتيان (اوستا،رند ، جاماسب نامه،داتستان دينيك، زراتشت نامه):

در دين زرتشت موعود ها بنام "سوشيانت" آمده كه سه تن بوده اند و آخرين آنها "سوشيانت پيروز گر" خوانده شده است.

 

1-     جاماسب نامه/ص 121 و122:

سوشيانت دين را به جهان رواج دهد ، فقز و تنگدستي را ريشه كن سازد، ايزدان را از دست اهريمن نجات داده ، مردم جهان را همفكر و هم گفتار و هم كردار گرداند.

 

2-     جاماسب نامه:

مردي بيرون آيد  از زمين تا زيان، از فرزندان هاشم مردي بزرگ سر و بزرگ تن و بزرگ ساق و بر دين جد خويش باشد. با سپاه بسيار روي به ايران نهد و آباداني كند و زمين را پر داد كند.

 

 

زبور داوود (ع) (تحت عنوان مزامير در لابلاي عهد عتيق):

1-     عهد عتيق/كتاب مزامير/ مزمور 37 / بند هاي 9-12 ، 17-18:

زيرا كه شريران منقطع خواهند شد ،‌اما منتظران خداوند وارث زمين خواهند شد.*هان بعد از اندك زماني شرير نخواهد بود .در مكانش تامل خواهي كرد و نخواهد بود.واما حليمان وارث زمين خواهند شد...زيرا كه بازوان شرير شكسته خواهد شد. و اما صالحان را خدا تاييد مي كند. خداوند روز هاي كاملان را مي داند و ميراث آنها خواهد بود تا ابد الاباد.

 

*جالب است كه بدانيم قرآن نيز اين مطالب را از قول زبور نقل فرموده آنجا كه مي گويد:

"و لقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادي الصالحون"

"علاوه بر ذكر در زبور نشتيم ، بندگان صالح من وارث زمين خواهند شد"  انبياء/105

 

 اسلام نيز از اعتقاد به اين منجي مستثني نمي باشد و نه نتها شيعيان ، بلكه برادران اهل سنت از تمام فرقه ها اعتقاد به منجي به نام "مهدي" دارند كه از فرزندان پيامبر اكرم (ص) و سرانجام روزي مي آيد و جهان را از ظلم و ستم نجات مي دهد و اسلام را بر تمام كره خاكي حكم فرما مي كند.

اعتقاد به مهدويت آنچنان در تار و پود اسلام نفوذ دارد كه از اصول انكار ناپذير آن به شمار مي آيد، به گونه اي كه هم برادران اهل در لزوم اعتقاد به مهدي موعود بيان كرده اند كه مسلماني كه وجود مهدي (ع) را انكار كند كافر شده است:

"من انكر مهدي فقد كفر" يعني "كسي كه مهدي را انكار كند كافر شده است." (3)

 

ان شاء الله ما بر آن هستيم تا در مباحث بعدي به تصريح و با مدارك قطعي از اعتقاد مسلم اهل تسنن به مهدي موعود صحبت نماييم. و اين مسئله به خوبي روشن خواهد شد كه اعتقاد به مهدي موعود اعتقاد تمامي مسلمانان است و تنها به تشيع و يا هر گروه خاصي محصور نمي شود.

 

1)المهدي الموعود و دفع الشبهات عنه/ سيد عبد الرضا شهرستاني/ ص6

2) المهدي الموعود و دفع الشبهات عنه/ سيد عبد الرضا شهرستاني/ ص7

3)يوسف بن يحيي المقدسي شافعي/ عقد الدرر/ص 157

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 8:47 PM  توسط bluerosy  | 

*** *** ***

پنجشنبه 25 مرداد1386

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 3:22 PM  توسط bluerosy  | 

*** *** ***

یکشنبه 21 مرداد1386

ز ملک تا ملکوتش حجاب بردارند

هر آنکه خدمت جام جهان‌نما بکند

 

راستش هدف من از باز كردن اين وبلاگ اين بود كه علاوه بر نوشتن مطالبي براي آشنايي بيشتر با امام زمان (عج) ، سعي كنم تا با زياد كردن ياران امام زمان (عج) ايشان را ياري كنم.اگر خدا بخواد مي خوام توي وبلاگم با استفاده از كتاب "بياييد او را ياري كنيم" لزوم ياري كردن امام زمان (عج) و راه هاي ساده اي براي ياري كردن ايشون رو خدمت دوستان بگم و به سمت دوستانم در وبلاگ هاي همسايه و ساير دوستان دست ياري دراز مي كنم تا بياييم و امام زمان را ياري كنيم.مي شه. نگيد نمي شه. اگر ما فقط بخواهيم و اقدام كنيم براي ياري ايشون خدا ما رو پيروز مي كنه. سعي كردم در متن زير اين مطلب رو با دليل  مدرك اثبات كنم.

 

 

خدا که عزیز و گرامیه، بارها در کلام خودش ما را دعودت كرده تا اونو یاری کنیم و به ما بشارت داده که اگر به یاری او بیاییم، او هم به یاری ما مي آيد. او فرموده است: «خداوند به یقین، کسی را که یاری‌اش بکند یاری می‌کند. راستی‌ که خداوند توانا و پیروز است.»(1) و فرموده است: «اگر خداوند را یاری کنید او شما را یاری خواهد کرد و گام‏هایتان را ثابت و استوار می‌سازد.»(2)

همه می‌دونیم که خدا بی‌نیازه و به خودی ‌خود حاجتی نداره تا ما برای رفع حاجت او به او یاری برسونیـم. به علاوه همه نیروهای ما رو اون بهمون داده، پس چه معنا دارد که به خدا یاری برسونیم؟ او خود می‌فرماید: «شمایید که همه به خداوند محتاج و فقیرید و خداوند است که بی‌نیاز و ستوده است.»(3)

حقیقت اینه که خدا از میان بندگانش کسانی رو به عنوان نماینده خودش انتخاب كرده. این برگزیدگان، خاضع‌ترین بندگان‌اند. خدا رضایت اونارو رضایت خودش دونسته و خشم اونارو خشم خود. نزدیک شدن به اونارو نزدیک شدن به خود و دور شدن از اونارو دور شدن از خود دونسته. به همین ترتیب یاری آنها را، یاری به خودش شمرده. بنابراین هرکس برگزیدگان خدا را یاری کنه،خدا رایاری کرده است و خدا هم به یاری او می‌ياد. شاهد بر درستی این مطلب روایات زياديه که در این‌باره نقل شده. به علاوه در آیات قرآن نیز به این نکته مهم اشاره شده:

 

"ای کسانی که ایمان آورده ‌‌اید‍! یاوران خدا باشید، همچنان که عیسی بن مریم به حواریان گفت: چه کسانند یاوران من به سوی خدا؟ حواریان گفتند: مائیم یاوران خدا. پس گروهی از بنی‌اسرائیل ایمان آوردند و گروهی کافر شدند. و ما کسانی را که ایمان آورده بودند در برابر دشمنانشان مدد کردیم تا پیروز شدند.»(4)

 

روش یاری خدا در این آیه برای ما روشن شده. خدا در این آیات به ما الگو می‌ده و می‌فرماید: «یاوران خدا باشید، همچنان که عیسی بن مریم به حواریان گفت: چه کسانند یاوران من به سوی خدا؟»

اگر در این عبارت دقت کنیم مي بينيم که به ما دستور داده شده مانند حواریان حضرت عیسی به یاری خدا اقدام کنیم. حضرت عیسی وقتی اونارو به یاری خدا دعوت می‌کنند، اونارو به یاری خودشون که حجت خدا هستند فرا می‌خواند. ما نیز بنا بر این آیات موظفیم که خدا را از همین طریق یاری کنیم، به این معنی که ما نیز باید یاری خدا را در یاری بنده برگزیده خدا در زمان خود، طلب کنیم. امروز کسی که برگزیده خدا در میان ماست، امام زمان ما هستند و خدا یاری او را در حکم یاری خود دانسته است.

 خداوند در این آیه اشاره فرموده که اگر ما به یاری او اقدام کنیم، او نیز به یاری ما می‌آید. فرارسیدن نصرت خدا و دستیابی اهل‌ ایمان به پیروزی و چیرگی، آرزوی قلبی هر مؤمنی است. خداوند می‌فرماید: «ما کسانی را که ایمان آورده بودند (یعنی به دعوت حضرت عیسی لبیک گفته بود) در برابر دشمنانشان مدد کردیم تا پیروز شدند.»

این آیه اشاره‌ای برای یاوران خدا در این امت است که اگر آنها نیز به یاری خدا بیایند، خدا به یاری آنها خواهد آمد و آنها را پیروز خواهد ساخت.

 

پس بياييم و ايشون رو ياري كنيم. خدا ما رو پيروز مي كنه. مطمئن باشيد.

 

1) سوره مبارکه حج/ آیه 40

2) سوره مبارکه محمد/ آیه 7

3) سوره مبارکه فاطر/ آیه 15

4) سوره مبارکه صف/ آیات 10 تا 14

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:54 PM  توسط bluerosy  | 

*** *** ***

یکشنبه 7 مرداد1386

 

سلام دوستان خوبم. چند وقت پيش توي يكي از سايت ها صحبت هايي را خوندم كه واقعا دلمو به درد آورد . ديدم نمي شه چيزي ننويسم و ساكت باشم تا بعضي افراد كه دين و مليتشونو ، اصالت ايرانيشونو به بيگانه فروختن بيانو و  اعتقاد همه هموطنانمون كه و جودشون با اهل بيت و امام زمان (عج) در هم آميخته به باد مسخره و هجو بگيرن و بگن همه شما مردم ايران ، دور از جون ابله هايي هستين كه به يه مشت خرافات معتقديد.بلا نصبت الاغ هايي هستيد كه خم شديد سوارتون بشن.

 نه ! اينطور نيست! من اينجا توي اين متن مي خوام ثابت كنم ، خود اين افرادن كه خم شدن تا بيگانه سوارشون بشه و روي حيثيت و شرف مردم ايران بتازه.

يه ضرب المثل ايراني شيرين تر از عسل هست كه مي گه: " تا مرد سخن نگفته باشد   عيب و هنرش نهفته باشد." حالا حكايت اين آقايانيست كه در مقام ادعا خيلي استادند، ادعا مي كنن حرفاشون همه با سند و مدركه ، اونوقت تو سر تا پاي نوشتشون اثري از يك مدرك هم پيدا نمي شه كه هيچ، خلاف مدارك و اسناد هم سخن مي گن.مي گن در تاريخ مدركي وجود نداره مبني بر دنيا اومدن امام زمان (عج) و و اينكه ايشون فرزند امام عسكري (ع) هستند.در حالي كه كتب تاريخي معتبر شيعه كه سهله،حتي توي كتب  خود برادران اهل تسنن هم اين مطلب اومده.مثلا:

1-عبد الوهاب الشعراني در كتاب "يواقيت  والجواهر" در قسمت نشانه هاي قيامت مي گه: (يكي از اين نشانه ها) خروج مهدي است . سپس مي گويد: و او از فرزندان امام حسن عسكري است و تولد او شب نيمه شعبان سال 225 است.

 

2-محمد بن يوسف الگنجي الشافعي در كتابش"البيان في اخبار صاحب الزمان" مي گويد: مهدي فرزند (امام)حسن عسكري  است و او زنده مانده است از زمان غيبتش تا الان

 

3-محمد بن طلحه الحلبي الشافعي در كتابش " مطالب السئول في مناقب آل الرسول"  گويد:...مهدي حجه خلف صالح منتظر است ...پس تولد او دور از ديدگان بود ...مهدي فرزند (امام) حسن عسگري است و در سامرا به دنيا آمد...

 

ديگه دروغ از اين واضح تر؟

مطلب ديگه اي كه ايشون بيان مي كنن اينه كه اسم امام زمان (عج) در ظاهر قرآن وجود نداره. بخاطر همين هم اصلا ايشون وجود خارجي ندارن!!!!!!!!!!!  من به شما دوستان عزيزم مي گم كه اگر بخواهيم اين ادعا را مبناي عمل خود قرار بدهيم كه قرآن تنها ظاهر داره و هرچي در ظاهر اون وجود نداره اصلا واقعيت خارجي نداره، متوجه مي شيم كه غير از اسم امام زمان (عج) خيلي چيزهاي ديگه هم هست كه توي ظاهر قرآن وجود نداره.مگه اسم نماز عشاء بطور خاص در قرآن اومده يا مگه اسم نماز مغرب اومده؟كجاي قرآن گفته كه بايد روزي 5 نوبت نماز بخوانيم كه 17 ركعت داشته باشه و....؟!در حاليكه همه مسلمانها مي دونن اين 17 ركعت نماز روزانه واجب است و منظور خدا از اينكه توي قرآن گفته :" نماز بپا داريد" همين نماز ها است.پس اين مسئله مثل روز روشنه و هر آدمي كه اندك اطلاعاتي از دين و قرآن داشته باشه، كامل متوجه مي شه كه ما تمام جزييات دين و معتقدات خودمونو نمي تونيم از ظاهر قرآن بگيريم.از اين گذشته باز بر خلاف خرافات و مطالب بي پايه اي كه اين آقايون مي گن، همانطور كه نماز در ظاهر قرآن بيان شده ، امام زمان (عج) هم در ظاهر قرآن بيان شده اند. توي قرآن مي خوانيم كه " همانا تو (اي پيامبر) تذكر دهنده هستي و براي همه گروه ها هدايتگري است" واضحه كه خدا توي اين آيه مي گه براي تمام قوم ها و گروه هاي مردم يك هدايتگر الهي وجود داره. خوب الان اين هدايتگر الهي كيه؟ ببينيد وقتي خدا مي گه براي هر گروهي هدايتگري هست ، پس داره اصل امامت و وجود هدايتگر در هر زمان رو بيان مي كنه، مثل اينكه اصل نماز را بيان كرده. حالا اسم امام اول و امام دوم و ... حكم اسم نماز صبح و نماز عصر را داره. ديگه لازم نيست تو خود قرآن بيان شه. وجود پيامبر (ص) براي توضيح همين چيز هاست ديگه!

مثال ديگه اينكه توي سوره قدر مي خوانيم :" (در شب قدر) ملائكه و روح (يكي از ملائكه) بر او نازل مي شوند" . توي آيه مي گه "تتنزل" ، كه فعل آن مضاره هست. يعني هنوز هم آن چيزها در شب قدر هرسال نازل مي شود. همانطور كه به پيامبر نازل مي شده.زمان حيات پيامبر (ص) هر سال در شب قدر ملائكه بر پيامبر نازل مي شدند و تقدير سال بعد را مي آوردند و پيامبر را نسبت به جزئيات وظايفشان در سال آتي با خبر مي كردند. دقت كنيد شب قدر فقط مربوط به يك بار نزول قرآن نيست.بلكه علاوه بر قرآن بحث تقديرات سال هم هست.براي همينه كه بهش مي گن شب قدر. قدر هم خانواده تقدير است. اين مسئله تقدير با رفتن پيامبر قطع نشده. اونيكه قطع شده نزول وحي است. الان هم شب قدر هر سال وجود داره و هرسال تقدير سال بعد به امام زمان (عج) فرود مي آيد.

 

اينها دو نمونه از آياتي بودند كه نشان مي دادند ، همانطور كه نماز در ظاهر قرآن ذكر شده، امام زمان (عج) هم ذكر شده اند.

پس حالا با اين مثال ها و نمونه هاي قرآني و تاريخي كه بيان كردم، فكر مي كنم تاحدودي مي توانيم فرق خرافات با واقعيت را _ حداقل در اين زمينه_ بفهميم و ادعا هاي پوچ رو از درست بشناسيم. حواسمون باشه كه عده اي به اسم مبارزه با خرافات، خرافات به خوردمون ندن و اصالت ما رو ازمون نگيرن.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:36 PM  توسط bluerosy  | 

*** *** ***

یکشنبه 24 تیر1386

"او كسي است كه بادها را بشارت دهنده (باران) رحمت خويش در پيش فرستاد"

 

بارون رحمت خداست. وقتي بارون مي باره ، همه مي گن رحمت خدا داره مياد پايين و بخاطر اين رحمت دعاها مستجاب مي شه.حالا چقدر رحمت به زمين مي باره؟ چند قطره رحمت؟ يعني چند تا دونه بارون از طرف خدا رو زمين مياد؟ هيچ كس نمي دونه. بي نهايت. حالا اين بينهايت قطره رحمت كجا مي ره ؟

 يه لحظه به رود فكر كن! رود چيه؟  غير از جمع قطرات بارون؟ اين همه قطره هاي رحمت خدا با هم جمع شدن ، يه رحمت عظيم درست كردن. يه رود بزرگ و پرخروش ، يه رحمت پر جنب و جوش و زيبا.

يك جاي رود باريك مي شه و پرسرعت ، يك جا پهن و آروم، يك جا پر عمق و زيبا، گاهي هم پر پيچ و خم و پر سرعت و پر خروش.ولي همش يه روده، رودي كه جمع قطره هاي بارونه ، رودي كه بيلياردها قطره رحمت خدا توش جمع شده، رودي كه رحمت بودنشو از  رحمت خدا گرفته.

 

            اين رودخانه اي كه مثال زدم، رحمت خداست براي تمام آدم هايي كه از اون استفاده مي كنن.چه تعداد آدم ؟ مثلا  يك مليون نفر،‌ يعني 10000/1 جمعيت جهان. حالا اون كدوم روده كه رحمت براي همه جهانيانه؟ كدوم روده كه رحمت للعالمينه؟ رحمت للعالمين؟ اين عبارت خيلي آشناست! آره درسته پيغمبر اسلام (ص) رحمت للعالمين هستند. يعني همون رودي كه رحمت براي همه دنياست.يعني از سرچشمه رحمت خدا، قطره هاي بيشمار رحمت، تو وجود پيغمبر جمع شدن و ايشون را تبديل به يك اسوه رحمت كردن. مثل همون رودخونه. رودخونه اي كه همه جهان از آب رحمتش سيراب مي شوند. رودخانه جاري در طول تاريخ!  جاري در طول تاريخ؟!‌ مگر پيامبر 1400 سال پيش فوت نكردند؟ چرا! ولي رود وجود پيامبر جاريست در وجود امامان جانشينشون. خودشون گفتند: " علي از من است و من از اويم" ، "حسين از من است و من از اويم" و... .

 

 پس امامان شيعه در واقع ادامه اين رود هستند.همشون مثل پيامبر(ص) رحمت للعالمين هستند و در ادامه راه ايشون. ولي بسته به ويژگي هاي زمان حيات هر كدوم از اونها ، بستر اين رودخانه تفات مي كنه. گاهي آرام و زلاله، مثل حيات امام حسن (ع) ؛ گاهي به مقتضيات زمان پر جنب و جوش و پر خروش، مثل زندگي امام حسين (ع) ؛ گاهي پر عمق و زيبا مثل امام صادق (ع) و امام باقر (ع). گاهي هم ادامه راهشو از زير زمين مي ده و به ظاهر ناپيدا مي شه، مثل امام زمان (عج)!!

 

            ولي در همه اين شرايط، رود همون روده .. نشات گرفته از بي نهايت قطرات رحمت خدا! پس بياييد گاهگاهي به رحمت خدا روي زمين ، به رحمت جاري زمان، امام زمان (عج) توجه كنيم و از رحمتش بنوشيم تا سيراب بشيم، سيراب از رحمت خدا!!!.....

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 6:45 PM  توسط bluerosy  | 

*** *** ***