
اعتقاد به يك منجي كه روزي مي آيد و جهان را از ظلم و ستم نجات مي دهد، اعتقادي است كه نه تنها در ميان مسلمانان و شيعيان ، بلكه در ساير اديان جهان نيز پذيرفته است. اين اعتقاد به قدري محكم و ريشه دار است كه حتي مكاتب بشري و غير الهي نيز به آن معتقد هستند. به گونه اي كه كمتر فرقه و گروهي در جهان يافت مي شود كه در آن حرفي از اعتقاد به آمدن يك منجي نباشد.
اگر از اعتقاد عامه مردم و مذهبيون هم بگذريم، مي بينيم كه فلاسفه و دانشمندان بزرگ دنيا هم كه سردمداران انديشه ، خرد و تمدن بشريت هستند، اعتقاد به منجي جهان را بيان مي دارند و برخي از آنها ظهور منجي و يكپارچه شدن جهان را امري غير فابل اجتناب مي دانند.(در ادامه مدارك آمده است.)
اينها همه نشانگر آن است كه اعتقاد به منجي و شخصي كه مي آيد و جهان را يكپارچه مي كند در اعماق وجود انسان ريشه كرده و جايگاه محكمي در فطرت بشري دارد.تا حدي كه وجود يك جامعه آرماني و يكپارچه همواره آرمان انسانها بوده است.اين جامعه ايده آل همان "مدينه فاضله" اي است كه ارسطو از آن نام مي برد و دانشمند ديگري آن را "شهر آفتاب" مي خواند. شهر هاي افسانه اي مثل "الدورادو" نيز از همين حقيقت نشات گرفته اند.
در اين بخش بر آنيم تا مداركي از اعتقاد گروه هاي مختلف مذهبي ، اعتقادي و نيز دانشمندان، به منجي بشريت را بيان داريم. خواهيد ديد كه بسياري از خصوصياتي كه در دين هاي مختلف راجع به منجي آمده است همان مشخصات حضرت مهدي (ع) است.( البته در اينجا تنها قصد ما بيان اعتقاد كلي به آمدن منجي است.)
دانشمندان فلاسفه:
روزي كه سراسر جهان را صلح و صفا فرا گيرد و مردم با يكديگر دوست و برادر باشند دور نيست (1)
2-"برتراند راسل"فيلسوف مشهور انگليسي مي گويد:
جهان در انتظار مصلحي است كه آن را در زير يك پرچم و يك شعار در مي آورد. (2)
۳- "برنارد شاو " فيلسف معروف انگليسي نيز در كتاب معروف خود "انسان و سوپر من" بشارت به آمدن مصلح جهاني مي دهد.
يهوديت (تورات و ملحقات آن):
1- كتاب حيقوق نبي /فصل 2/بند هاي 3-5:
اگرچه تاخير نمايد برايش منتظر باش ، زيرا كه البته خواهد آمد و درنگ نخواهد كرد... بلكه تمام امت ها را نزد خود جمع خواهد كرد و تمامي قوم ها را براي خود فراهم مي آورد.
2- ...مسكينان را به عدالت داوري خواهد كرد و به جهت مظلومان زمين به راستي حكم خواهد كرد...گرگ با بره سكونت خواهد كرد و پلنگ با بزغاله ... در تمامي كوه مقدس من، ضرر و فسادي نخواهد كرد . زيرا كه جهان از معرفت خداوند پر خواهد شد.
مسيحيت( اناجيل چهار گانه و برنابا و بقيه ملحقات):
1-اجنيل مرقس/فصل 13/ بند هاي 26و27و31و33:
آنگاه پسر انسان* را ببينيد كه با قوت و جلال عظيم بر ابر ها مي آيد ، در آن هنگام فرشتگان خود را از جهات اربعه از انتهاي زمين تا به اقصي فلك فراهم خواهد آورد... ولي آن روز و ساعت را غير از پدر هيچ كس اطلاع ندارد، نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم. پس بر خود بيدار شده و دعا كنيد ، زيرا نمي دانيد كه آنوقت كي مي شود.
2-انجيل متي / فصل 25 / بند هاي 31و32:
و اما چون پسر انسان* در جلال خود با جميع ملائكه مقدس خويش آيد، آنگاه بر كرسي جلال خود خواهد نشست و جميع امت ها در حضور او جمع شوند و آنها را از همديگر جدا مي كند، به قسمي كه شبان ميش ها را از بز ها جدا مي كند.
* "مستر هاكس آمريكايي" در كتاب "قاموس كتاب مقدس" گفته است كلمه پسر انسان 80 باردر انجيل و ملحقات آن آمده است كه فقط 30 مورد آن با حضرت عيسي (ع) قابل تطبيق است و 50 مورد بقيه در مورد منجي مصلحي است كه در آخر الزمان خواهد آمد...
هنديان (كتاب مقدس هنديان "شاموكي"):
1-پادشاهي و دولت دنيا به دست فرزند سيد خلايق در دو جهان "كشن"* تمام شود و كسي باشد كه بر كوه هاي مشرق و مغرب دنيا حكم براند و فرمان كند و بر ابر ها سوار شود و فرشتگان كاركنان او باشندو جن و انس در خدمت او شوند و... دين خدا را زنده گرداند و نام او "ايستاده"** باشد و خداشناس باشد.
* "كشن" در لغت هندي به معناي نام پيامبر اكرم (ص) است.
**در اينجا به لقب حضرت مهدي (ع) يعني "قائم" كه همان "ايستاده" است تصريح شده است.
در كتاب مقدس مانويه(شابوهرگان):
نام "خرد شهر ايزد " آمده كه بايد در آخر الزمان ظهور كند و عدل و قسط در جهان بگستراند، همچنين در پاره اي از تعاليم ماني از مرد عظيمي صحبت شده كه 12 جانشين دارد.
در كتب زرتشتيان (اوستا،رند ، جاماسب نامه،داتستان دينيك، زراتشت نامه):
در دين زرتشت موعود ها بنام "سوشيانت" آمده كه سه تن بوده اند و آخرين آنها "سوشيانت پيروز گر" خوانده شده است.
1- جاماسب نامه/ص 121 و122:
سوشيانت دين را به جهان رواج دهد ، فقز و تنگدستي را ريشه كن سازد، ايزدان را از دست اهريمن نجات داده ، مردم جهان را همفكر و هم گفتار و هم كردار گرداند.
2- جاماسب نامه:
مردي بيرون آيد از زمين تا زيان، از فرزندان هاشم مردي بزرگ سر و بزرگ تن و بزرگ ساق و بر دين جد خويش باشد. با سپاه بسيار روي به ايران نهد و آباداني كند و زمين را پر داد كند.
زبور داوود (ع) (تحت عنوان مزامير در لابلاي عهد عتيق):
1- عهد عتيق/كتاب مزامير/ مزمور 37 / بند هاي 9-12 ، 17-18:
زيرا كه شريران منقطع خواهند شد ،اما منتظران خداوند وارث زمين خواهند شد.*هان بعد از اندك زماني شرير نخواهد بود .در مكانش تامل خواهي كرد و نخواهد بود.واما حليمان وارث زمين خواهند شد...زيرا كه بازوان شرير شكسته خواهد شد. و اما صالحان را خدا تاييد مي كند. خداوند روز هاي كاملان را مي داند و ميراث آنها خواهد بود تا ابد الاباد.
*جالب است كه بدانيم قرآن نيز اين مطالب را از قول زبور نقل فرموده آنجا كه مي گويد:
"و لقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادي الصالحون"
"علاوه بر ذكر در زبور نشتيم ، بندگان صالح من وارث زمين خواهند شد" انبياء/105
اعتقاد به مهدويت آنچنان در تار و پود اسلام نفوذ دارد كه از اصول انكار ناپذير آن به شمار مي آيد، به گونه اي كه هم برادران اهل در لزوم اعتقاد به مهدي موعود بيان كرده اند كه مسلماني كه وجود مهدي (ع) را انكار كند كافر شده است:
"من انكر مهدي فقد كفر" يعني "كسي كه مهدي را انكار كند كافر شده است." (3)
ان شاء الله ما بر آن هستيم تا در مباحث بعدي به تصريح و با مدارك قطعي از اعتقاد مسلم اهل تسنن به مهدي موعود صحبت نماييم. و اين مسئله به خوبي روشن خواهد شد كه اعتقاد به مهدي موعود اعتقاد تمامي مسلمانان است و تنها به تشيع و يا هر گروه خاصي محصور نمي شود.
1)المهدي الموعود و دفع الشبهات عنه/ سيد عبد الرضا شهرستاني/ ص6
2) المهدي الموعود و دفع الشبهات عنه/ سيد عبد الرضا شهرستاني/ ص7
3)يوسف بن يحيي المقدسي شافعي/ عقد الدرر/ص 157
