تبليغاتX
بياييد او را ياري كنيم !!
یکشنبه 7 مرداد1386

 

سلام دوستان خوبم. چند وقت پيش توي يكي از سايت ها صحبت هايي را خوندم كه واقعا دلمو به درد آورد . ديدم نمي شه چيزي ننويسم و ساكت باشم تا بعضي افراد كه دين و مليتشونو ، اصالت ايرانيشونو به بيگانه فروختن بيانو و  اعتقاد همه هموطنانمون كه و جودشون با اهل بيت و امام زمان (عج) در هم آميخته به باد مسخره و هجو بگيرن و بگن همه شما مردم ايران ، دور از جون ابله هايي هستين كه به يه مشت خرافات معتقديد.بلا نصبت الاغ هايي هستيد كه خم شديد سوارتون بشن.

 نه ! اينطور نيست! من اينجا توي اين متن مي خوام ثابت كنم ، خود اين افرادن كه خم شدن تا بيگانه سوارشون بشه و روي حيثيت و شرف مردم ايران بتازه.

يه ضرب المثل ايراني شيرين تر از عسل هست كه مي گه: " تا مرد سخن نگفته باشد   عيب و هنرش نهفته باشد." حالا حكايت اين آقايانيست كه در مقام ادعا خيلي استادند، ادعا مي كنن حرفاشون همه با سند و مدركه ، اونوقت تو سر تا پاي نوشتشون اثري از يك مدرك هم پيدا نمي شه كه هيچ، خلاف مدارك و اسناد هم سخن مي گن.مي گن در تاريخ مدركي وجود نداره مبني بر دنيا اومدن امام زمان (عج) و و اينكه ايشون فرزند امام عسكري (ع) هستند.در حالي كه كتب تاريخي معتبر شيعه كه سهله،حتي توي كتب  خود برادران اهل تسنن هم اين مطلب اومده.مثلا:

1-عبد الوهاب الشعراني در كتاب "يواقيت  والجواهر" در قسمت نشانه هاي قيامت مي گه: (يكي از اين نشانه ها) خروج مهدي است . سپس مي گويد: و او از فرزندان امام حسن عسكري است و تولد او شب نيمه شعبان سال 225 است.

 

2-محمد بن يوسف الگنجي الشافعي در كتابش"البيان في اخبار صاحب الزمان" مي گويد: مهدي فرزند (امام)حسن عسكري  است و او زنده مانده است از زمان غيبتش تا الان

 

3-محمد بن طلحه الحلبي الشافعي در كتابش " مطالب السئول في مناقب آل الرسول"  گويد:...مهدي حجه خلف صالح منتظر است ...پس تولد او دور از ديدگان بود ...مهدي فرزند (امام) حسن عسگري است و در سامرا به دنيا آمد...

 

ديگه دروغ از اين واضح تر؟

مطلب ديگه اي كه ايشون بيان مي كنن اينه كه اسم امام زمان (عج) در ظاهر قرآن وجود نداره. بخاطر همين هم اصلا ايشون وجود خارجي ندارن!!!!!!!!!!!  من به شما دوستان عزيزم مي گم كه اگر بخواهيم اين ادعا را مبناي عمل خود قرار بدهيم كه قرآن تنها ظاهر داره و هرچي در ظاهر اون وجود نداره اصلا واقعيت خارجي نداره، متوجه مي شيم كه غير از اسم امام زمان (عج) خيلي چيزهاي ديگه هم هست كه توي ظاهر قرآن وجود نداره.مگه اسم نماز عشاء بطور خاص در قرآن اومده يا مگه اسم نماز مغرب اومده؟كجاي قرآن گفته كه بايد روزي 5 نوبت نماز بخوانيم كه 17 ركعت داشته باشه و....؟!در حاليكه همه مسلمانها مي دونن اين 17 ركعت نماز روزانه واجب است و منظور خدا از اينكه توي قرآن گفته :" نماز بپا داريد" همين نماز ها است.پس اين مسئله مثل روز روشنه و هر آدمي كه اندك اطلاعاتي از دين و قرآن داشته باشه، كامل متوجه مي شه كه ما تمام جزييات دين و معتقدات خودمونو نمي تونيم از ظاهر قرآن بگيريم.از اين گذشته باز بر خلاف خرافات و مطالب بي پايه اي كه اين آقايون مي گن، همانطور كه نماز در ظاهر قرآن بيان شده ، امام زمان (عج) هم در ظاهر قرآن بيان شده اند. توي قرآن مي خوانيم كه " همانا تو (اي پيامبر) تذكر دهنده هستي و براي همه گروه ها هدايتگري است" واضحه كه خدا توي اين آيه مي گه براي تمام قوم ها و گروه هاي مردم يك هدايتگر الهي وجود داره. خوب الان اين هدايتگر الهي كيه؟ ببينيد وقتي خدا مي گه براي هر گروهي هدايتگري هست ، پس داره اصل امامت و وجود هدايتگر در هر زمان رو بيان مي كنه، مثل اينكه اصل نماز را بيان كرده. حالا اسم امام اول و امام دوم و ... حكم اسم نماز صبح و نماز عصر را داره. ديگه لازم نيست تو خود قرآن بيان شه. وجود پيامبر (ص) براي توضيح همين چيز هاست ديگه!

مثال ديگه اينكه توي سوره قدر مي خوانيم :" (در شب قدر) ملائكه و روح (يكي از ملائكه) بر او نازل مي شوند" . توي آيه مي گه "تتنزل" ، كه فعل آن مضاره هست. يعني هنوز هم آن چيزها در شب قدر هرسال نازل مي شود. همانطور كه به پيامبر نازل مي شده.زمان حيات پيامبر (ص) هر سال در شب قدر ملائكه بر پيامبر نازل مي شدند و تقدير سال بعد را مي آوردند و پيامبر را نسبت به جزئيات وظايفشان در سال آتي با خبر مي كردند. دقت كنيد شب قدر فقط مربوط به يك بار نزول قرآن نيست.بلكه علاوه بر قرآن بحث تقديرات سال هم هست.براي همينه كه بهش مي گن شب قدر. قدر هم خانواده تقدير است. اين مسئله تقدير با رفتن پيامبر قطع نشده. اونيكه قطع شده نزول وحي است. الان هم شب قدر هر سال وجود داره و هرسال تقدير سال بعد به امام زمان (عج) فرود مي آيد.

 

اينها دو نمونه از آياتي بودند كه نشان مي دادند ، همانطور كه نماز در ظاهر قرآن ذكر شده، امام زمان (عج) هم ذكر شده اند.

پس حالا با اين مثال ها و نمونه هاي قرآني و تاريخي كه بيان كردم، فكر مي كنم تاحدودي مي توانيم فرق خرافات با واقعيت را _ حداقل در اين زمينه_ بفهميم و ادعا هاي پوچ رو از درست بشناسيم. حواسمون باشه كه عده اي به اسم مبارزه با خرافات، خرافات به خوردمون ندن و اصالت ما رو ازمون نگيرن.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:36 PM  توسط bluerosy  | 

*** *** ***